عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

175

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ - اى فدية . و منه قوله تعالى وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ اى و ان تفد كل فدية لا يؤخذ منها . و سئل النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عن الصرف و العدل فقال - « الصّرف التوبة ، و العدل الفدية » - معنى آيت آنست كه هيچ تن را باز نفروشند كه از آن بدلى ستانند يا فدايى پذيرند . وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ - و ايشان را بر اللَّه يارى ندهند ، چنانك ايشان را شفيع نيست روز رستخيز ايشان را يارى دهنده نيست . النوبة الثالثة - قوله تعالى يا بَنِي إِسْرائِيلَ - اشارتست بلطف و كرم حق وابندگان و مهربانى وى بريشان ، منت مىنهد بريشان كه منم خداوند كريم و سپاس دارنده و بر رهى بخشاينده و بهر جفايى ببرّ پيش آينده ، و رهى را با همه جرم وامدح خود خواننده ، و شكر نعمت خود از وى در خواهنده ، اينست كه بنى اسرائيل را گفت اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ - اى فرزندان اسرائيل - شكر نعمت من بگزاريد و حق نعمت من بر خود بشناسيد ، تا مستحق زياده گرديد و نيكنام و بهروز شويد ، بسا فرقا كه ميان بنى اسرائيل است و ميان اين امّت - ايشان را گفت ، اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ - و اين امت را گفت فَاذْكُرُونِي - ايشان را گفت نعمت من فراموش مكنيد ، و اين امت را گفت مرا فراموش مكنيد ، ايشان را نعمت داد و اين امّت را صحبت داد ، ايشان را بشهود نعمت از خود باز داشت و اينان را به شرط محبت با خود بداشت . و لسان الحال يقول فسرت اليك فى طلب المعالى * و سار سواى فى طلب المعاش پير طريقت گفت - الهى ! كار آن دارد كه با تو كارى دارد ، يار آن دارد كه چون تو يارى دارد ، او كه در دو جهان ترا دارد هرگز كى ترا بگذارد ! عجب آنست كه او كه ترا دارد از همه زارتر ميگذارد ، او كه نيافت بسبب نايافت مىزارد ، او كه يافت بارى چرا ميگذارد ، در بر آن را كه چون تو يارى باشد * گر ناله كند سياه كارى باشد